X
تبلیغات
رایتل

مطالب معماری Architecture Topics

استفاده از مطالب تنها با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد

مطالب معماری محلی برای دسترسی به منابع مفید معماری است. ما سعی داریم به مباحث تئوری معماری بپردازیم ، یا موضوعی حرفه ای را نقد کنیم ، خصوصا مباحثی که پیوند دهنده دنیای حرفه ای با دنیای تئوریک هستند.


کلیک کنید اولین وبلاگ معماری و دکوراسیون

معماری باغ ایرانی

مطالب معماری





به نام خدا

معماری باغ ایرانی

مهندس سید علیرضا قهاری :

بحث امروز ما در ارتباط با یکی از زیباترین پدیده های بشری است . پدیده ای به نام باغ که ما فکر می کنیم بشر آن را با الگو برداری از بهشت خلق کرده است . طبیعتی که خدادادی بوده است زیباترین پدیده را در طول تاریخ به وجود آورده است . مقوله ی چه مفهومی درون خود دارا است که وقتی از آن صحبت می کنیم بسیار جذاب است ؟ در طول روز راجع به چند مبحث صحبت می کنیم ولی زمانی که نوبت به باغ و باغ ایرانی می رسد نوعی لطافت ، آرامش و در واقع فضایی دیگر پیش روی ما قرار می گیرد ، در طول تاریخ تمدن و فرهنگ ما ، وقتی پژوهشگران روی آن کار می کنند می بینید ما آثاری از دوره هخامنشی داریم که می توانیم به عنوان پایه بافتهای ایرانی از آنها یاد کنیم بعد از آن نیز در دوره ساسانی بخاطر تقدسی که آب دارد می بینیم که این مساله تا چه حد مورد توجه قرار می گیرد و به عناوین مختلف در فرهنگ و تمدن ما دیده می شود سپس وارد دوران تمدن اسلامی می شویم که نمونه های آن را بیشتر می توانیم در شمال آفریقا و جنوب اروپا (در اسپانیا ) ببینیم که جالب است بدانید طراحی آنها برگرفته از باغهای ایرانی است ما در حالی  صحبت از سرو صد تا پانصد هزار ساله می کنیم که 2 سرو در میراث جهانی به ثبت رسیده است که یکی از آنها سرو ابرکوه است که عمر آن به پنج هزار سال می رسد این درخت متعلق به یک باغ بوده است و ما می توانیم آنرا به قبل از هخامنشی ها باز گردانیم . به نظر می رسد به میزان فرهنگ و تمدن ما از نظر تاریخی باغ وجود داشته است تا زمانیکه به دوره ی صفویه می رسیم که باز به قول پژوهشگران و باغ نگاران اوج معماری باغ ایرانی را در دوره صفویه می توانیم ببینیم که آنهم از قزوین پایتخت اولیه صفویه شروع می شود که گویا به نام باغشهر معروف بوده است . قزوین را در دوره اول پادشاه باغشهر بنا می دهند . و بعد از آنکه پایتخت به اصفهان ، طراحی اولیه اصفهان با باغ شروع شده و محور اصلی شهر باغ است .باغهای ایرانی هم خود مولد فرهنگ و تمدن هستند و هم فرهنگ و تمدن ایرانی مولد باغ ایرانی است یعنی رابطه ای متقابل میان فرهنگ و تمدن و باغ ایرانی برقرار است . پژوهش و مطالعات مرتبط با باغ ایرانی مظلوم واقع شده است . اختلاف میان باغ شناسان بسیار است . ما بیش از 10 باغ شناخته شده نداریم ولی واقعیت اینست که ما به اندازه اقلیم ، فرهنگ و تمدن زیستی  ای که  دارا هستیم باغ داریم . قطعا ممکن است باغهای کرمان شکل هندسی متفاوتی با باغهای شمال را داشته باشند ولی در اصولی نیز باید با یکدیگر مشترک باشند مانند فلسفه گردش آب در باغ که نشان دهنده نوعی نمایش است . این امر باید در تمامی باغهای ایرانی به صورت یکسان دیده شود و یا به صورت یا چهار باغ بوده است . ولی اینکه ما ده یا صد یا هزارتا باغ داریم امر مهمی نیست . مهم این است که احیای باغها به چه صورت خواهد بود.وقتی صحبت از تمدن و فرهنگمان می کنیم آیا باز تصمیم به احیای تخت جمشید داریم ؟ قطعا نه . ما تخت جمشید ، عالی قاپو و میدان نقش جهان داریم و قرار نیست آنها تکرار شوند . ولی باغ ایرانی باید تکرار شود . باغ ایرانی زیباترین جلوه معماری ماست که قابلیت تکرار نه فقط در فلات ایران بلکه در سراسر جهان را داراست . شاید ما نتوانیم چیزی شبیه این در این دوره و زمانه مطرح کنیم در روند جهانی شدن این تنها چیزی است که ما می توانیم مطرح کنیم . نمادی ترین شکل فرهنگ و طبیعت که ایرانیها به آن احترام گذاشته و سبک به خصوصی دارند باغ ایرانی است . در همین برنامه معماری دو سالانه ونیز که ایرانیها شرکت داشتند باغ ایرانی را مطرح کردند . باغهایی که در جاهای دیگر احداث شده است رنگ و بوی باغهای ایرانی را دارند . به دوران قاجار می رسیم که در آن دوران با دنیایی دیگر مانند اروپا ارتباط برقرار می کنیم ، باغهای ما نیز تا حدی رنگ و بوی باغهای اروپایی را به خود می گیرد و آن سبک و سلوک را در باغهای ایرانی ای که به خصوص در اواخر قاجار و در اوایل سلسله علوی احداث می شود تاثیر گذار است و به جایی می رسیم که دیگر در آن زمان ما بیشتر ترجیح می دهیم باغ پردازان و فضای سبز کاران اروپایی برای ما طرح دهند و یا خیلی که به شرق توجه می کنیم بعضا می بینیم که چند نمونه از باغهای ژاپنی در ایران اجرا می شود ولی باغ ایرانی فراموش می شود . شاید در صد یا دویست سال اخیر می بینیم که باغی مانند باغ ایرانی که کار شده و تحقق شده باشد دیده نمی شود . چه چیزی است که هنوز وقتی بعد از هزاران سال از آن یاد می کنیم هنوز دوست داریم راجع به آن بدانیم . بسیاری لز ما زمانیکه به یاد باغ ایرانی  می افتیم بسیاری از ما زمانیکه به یاد باغ ایرانی می افتند درخت سرو را نمادی از باغ ایرانی به خاطر می آوردند و شاید انتظار هست که معماران منظر و شهرسازان در این رابطه که آیا باغ ایرانی با باغ اروپایی تفاوتی دارد یا خیر ما را راهنمایی کنند . شاید این نشست امروز مقدمه ای برای تشویق پژوهشگران جوانمان برای ورود در این زمینه است . ما برای احیای باغ ایرانی نیازمند نیروهای جوانمان هستیم .

مهندس شهریار قدیمی :

ما در تاریخ هیچ وقت دارای مملکتی سرشار از آب که به وجود آورنده طبیعت است نبوده ایم . آب همیشه امری مهم و استراتژیک بوده است و ایرانی ها برای به دست آوردن آن زحت کشیده و اختراع و اکتشاف می کرده اند ما هنوز افرادی را داریم که آب را با بو کشیدن پیدا می کنند . بنابراین در سرزمینی که مساله آب انقدر مهم است و انسانهای آن قنات را انتخاب می کنند و تنها منابع آبشان کوهها هسند و منابع زیر زمینی آب در کوهپایه ها به وجود می آیند که ما باید آنها را به دشتهای خشکمان برسانیم . مجموع این مسائل باعث اختراع قنات به وسیله ایرانیان می شود ما وقتی می دانیم قنات 60 کیلومتری در یزد داشتیم که در حال حاضر رو به انهدام است . کسیکه رفته و صدها حلقه چاه به ارتفاععای از 50 متر تا دو متر حفر کرده است و آنا را توسط تونلها در زیر زمین متصل کرده است زمانیکه آنها را به دشت و مظهر قناعت در آنجا می رساند باید به خاطر این زحمت و انرژی جشن بگیرد . عمدتا قناتها توسط سرمایه اربابها شکل می گرفته است . بنابراین مظهر قنات متعلق به ارباب می بوده است و باغی در آنجا شکل می گرفته است . یعنی شکر گذاری ای که از به دست آمدن این آب اتفاق می افتاده است تجلی باغ ایرانی است و حالا در مواقعی که روستاییان اینکار را می کرده اند باغهایی را بدون آن تجملات ولی با وجود ردیف درختان می بینیم . این ردیف درختان نشان دهنده کشف و فتح آب است. آبی که با این زحمت به دست آمده است در دشتی داغ روان می شود و درختان محافظ آن آب خواهند بود که آن آب تبخیر نشود و فضای سبز به وجود آمده نیز چه از نظر مسائل اقتصادی و چه از نظر روحیه افراد   امری موثر است . باغهایی که ما الان داریم مانند باغ هخامنشی در پاسارگاد که باقی مانده جویهای آن است ، و حال حاضر را مشاهده میکنیم که باغ ایرانی رو به ویرانی است . یکی از عللی که به نظر من باعث این امر است مالکیت است . دومین عامل توسعه جمعیت و شهرها است که علت از بین رفتن باغها و بزرگترین دلیل از دست دادن طبیعت است . اگر ما هنوز فرهنگ طبیعت خود را حفظ کرده بودیم می توانستیم از پس تمام این مصائب برآییم . و اگر ما فاقد فرهنگ باشیم بی فایده است .

مهندس مریم فراهانی:

یکی از بزرگترین مشکلات ما اینست که ما بخش خصوصی متولی ایجاد باغ نداریم و یا اینکه منافع  اقتصادی ای که از باغ و پارک ( به معنای کالبد عینی پارک در اختیار عموم) نداریم . ما اگر بتوانیم منافع خصوصی را وارد بحث باغ وپارک کنیم  می توانیم از این مهجوریت باغها و پارکهایمان جلوگیری کنیم . در ارتباط با مبحث جهانی شدن باید عرض کنم همانطور که مستحضرید در حال حاضر کشورهای جنوبی آفریقا جهانی شدن را در سه مبحث مطرح می کنند : جهانی شدن فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی . به عنوان مثال چین اقتصاد جهانی و کشورهای اروپایی سیاست جهانی دارند . ولی کشورهای فقیر جنوب آفریقا کشورهایی هستند که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی دارای شاخص های جهانی هستند حالا چه چیزی باعث می شود که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی جانی محسوب شوند اینست که هنوز فرهنگهای بومی دارند و خیلی از جاهای مختلف جهان برای دیدن فرهنگهای بومی آن به آنجا می روند . اینکه ما به عنوان یک معمار یا شهرساز چقدر می توانیم در جهانی شدن کشورمان از لحاظ همین خرده فرهنگهای باغ ایرانی موثر باشیم ، مشکل اساسی ما اینست که ما از باغ یا پارکمان باید در دراز مدت استفاده مفید کنیم .

دکتر محمد منصور فلامکی :

فرض را بر این می گذاریم تمام شرایط کم یا بیش برای به دست آوردن فضای باغ را فراهم کرده ایم به ویژه شرایط اقتصادی و مالی که کار دشواری هم نیست .  فرض می کنیم که باغ به عنوان یک ثروت تولید و ماندگار شود . نکرانی من برای توانمندی ما به عنوا ن افرادی است که اگر قرار شد امروز باغ را بسازند چه می کنند؟ باغ را به عنوان فضایی اصلی عینا تکرار می کنیم و یا به صورتی دیگر به آن ابزارها می نگریم که باغ با آنها روزی به دنیا آمده و تکامل یافته است ؟
به نظر من بهتر است بحث را در محفل معماری مطرح کنیم تا مقوله شهرسازی زیرا حتما به مسائلی می رسیم که آنها را تجربه کرده ایم و می دانیم که به جای درستی نممی رسد . ولی چون محفل ، محفل معماران است و نگرانی اینست که در صورت فراهم شدن شرایط ما چگونه باغ را بسازیم مقوله هایی به میان می آیند که سنگین هستند و روی آنها باید تبادل نظر شود  ما هنوز مقوله ای به نام هندسه را داریم و این هندسه مقوله بازسازی ایرانی بخش قابل ملاحظه ای از فضای فکری آدمهای دنیا را اشغال می کند . هندسه چیست ؟ به نظر من در معماری هندسه وجود خارجی ندارد . بیاییم خاک را تعریف کنیم ، ما با خاک کارهای زیادی انجام می دهیم . روی خاک راه می رویم ، خاک را بو می کنیم به دلیل حرمتی که برای آن قائل هستیم . وقتی روی آن قدم می گذاریم معمولا دلمان می خواهد که این قدم گذاشتن روی خاک به دلیل اینکه ما را جا به جا می کند ، ما را گناهکار نکند . ما چیزی به عنوان دیوار داریم دیوار ، هر باغی را که ساخته شده  است از فضای شهری جدا می کند از این دیوار عبور می کنیم . و باغ را با آب ، حوض و درختان مختلف سامان داده شده به وجود می آوریم . در باغ حوض ، استخر و آب نما درست می کنیم و از آنها لذت می بریم . به این نکات می توانیم به عنوان مقدمه بیندیشیم . حالا نوبت به طراحی باغ می رسد ، چه کنیم ؟ پس وارد بحث معماری می شویم باید چه کرد ؟ هندسه چگونه تعریف می شود زمانی که ما خیال می کنیم با منظم کردن فضاهای روی سطح باغ تنظیم شده اند ما می توانیم بحث منظمی را در رابطه با فضا کنیم ؟ زیرا امری غیر ممکن است . ما می توانیم شما درخت دارید که اگر عینا سمت چپ خودتان همان درختهایی را بکارید که سمت راست کاشته اید دو منظر کاملا متفاوت می بینید ، صبح به یک صورت بعد از ظهر جور دیگری می بینید . در محفلی که بار آکادمیک نداشته و فقط بار علمی دارد در آن زمینه به هیچ وجه روشن نیست . فرض را بر این می گذاریم که هر کسی که برای آن آب آورده است می دانسته که در طول عمر خودش به این آب نخواهد رسید ولی بانی قنات سازی بوده است . همه ما می دانیم که به ثمر رساندن قنات هرگز در طول زندگی یک نفر میسر نمی شود .بنابراین فضای فکری دیگری پشت این امر نهفته است به اندیشه ها و ادبیات ایران و هند و ایرانی برگردیم و ببینیم در آنجا ما اصلا چگونه آدمیزاد را تعریف می کرده ایم . آدمیزاد به معنای مالک نبوده است ، ولی مالک هم بوده است . عرضم این است اگر عناصر شکل دهنده به باغ ایرانی را به بیانی تحلیلی نگریسته و معمارانه به آن نگاه کنیم خیلی از مسائل برای ما ایجاد می شوند که ممکن است ما را به این امر هدایت کنند که هر خانه قدیمی حقیری که دارای یک حیاط با یک حوض کوچک و دو درخت است و آدمها از گوشه ای از آن عبور می کنند و از گوشه ای دیگر فقط دوست دارند که که باغ را ببینند . به خودی خود باغ است ولی خود را به به جلال و بزرگی نمی برد . این همان باغی  است که ما با آن زندگی می کنیم و روی مقیاس آن حرف داریم که آنرا چگونه تعریف می کنیم . عرض من این است که اگر روی این زمینه برگردیم به یکدیگر کمک می کنیم برای اینکه به این مسائل بزرگ فرض را بر این می گذاریم که ما در شرایطی قرار گرفته ایم که 10 روز به ما آزادی داده شده و شرایط درست کردن باغ هم فراهم شده است یا باغهای قدیمی ( زمان شاه عباس ) را تکرار می کنیم و یا از باغهای جدیدی مانند باغهای شیراز الگوبرداری می کنیم ؟ چه تصمیمی می گیریم ؟ اگر قرار باشد من باغی را طراحی کنم اول می بینم چه کسی با چه سمتی از آن عبور می کند و برای آن باید چه مقیاسی تعیین کنم ؟ همزمان باید بدانم که گونه های درختان کدامند؟ چند گونه درخت را در سایه درخت دیگری گذارم که هیچ وقت باغ من خشک به نظر نرسد ؟ من به سراغ این موارد می روم زیرا دانستن اینها مرا به گونه ای دیگر نیز عاشق باغ می کند . ما بزرگمردی در فرهنگمان داریم که برای ما توضیح می دهد که اگر شما بخواهید چیزی را که می شناسید تکرار کنید 3 راه اصلی دارید : تناسخ ، حقیقت و تکرار حقیقت و یا از راه تناسب که اینها برای ما 3 سر فصل محسوب می شوند که ما معماران باید آنها را بدانیم . و هر کدام از این سر فصلهای ، معنای کامل متفاوت با یکدیگر دارند . حقیقت حتی از دیدگاه حتی یک نفر آدم می تواند به فاصله زمانی کمی تغییر کند . تناسخ نیز به معنای نسخه برداری است که معنایی کاملا متفاوت با تناسب دارد ، پس دارد موموضوع موضوع چیست ؟

مهندس بهروز نیک اختر :

به نظر من ما احتیاج به جلساتی در ارتباط با فلسفه معماران داریم برای اینکه در این زمینه ما می توانیم به بسیاری از ابهاماتی که فلسفه های ساختار کالبدی ارتباط پیدا می کند . مانند باغ و یا هر ساختاری که از دیدگاه معمارانه خلق می شود می تواند ما را هدایت کند . مفاهیم باغ یا معماری ایرانی چیست ؟ هنوز ما نمی دانیم زمینه ها و تفکر اصلی معماری ایران به چه چیزی وابسته بوده است . و یا تفکر ایرانی در چه زمینه هایی شکل گرفته است که ما را به کالبد معماری یا باغ ایرانی و مفاهیمی از این دست رسانده است .

مهندس خوبچهر کشاورزی :

بهترین کاری که هر شخصی می تواند انجام دهد ، احترام نهادن به زمین است . در فرهنگ قدیم ایران زمین و آب دو عنصر مادینه و آب وآتش دو عنصر نرینه بودند . تمام عناصر دارای ماهیت بوده اند . بنابراین از همین جا ما می توانیم احساس کنیم این امر که مربوط به گیاه و باغ و غیره می شود از یک زایندگی شروع می شود. اگر ما خواسته باشیم در فرهنگ لغات ببینیم، به این معناست به جز جای محصوری که در آن گیاهانی کاشته می شود، بهشت و مظهر جهان نیز معنا می دهد. پس ما می بینیم زمانیکه باغ ساخته می شده است می خواستند بری خود بهشت موعودی را طراحی می کنند. در تاریخ مدون ایران به این صورت ثبت شده است که ما باید آب را مدیریت می کردیم. پس بانی باغهای خیلی بزرگ حتما افرادی بوده اند که بتوانند از پس طراحی، مخارج و نگهداری آن برآیند. اگر ما به قدیم برگردیم باغ را در حقیقت از شرایطی که الان به آن نگاه می کنیم که باغ مکانی است که دارای محور روبرو و کناره و درخت است. پس باغی که برای آنها به معنای بهشت بوده است، چه چیزهایی باید آن بهشت را می ساخته است. ما به متون می رسیم که در آنها نوشته شده در آن زمان بارگاه خدا شامل 6 فرشته بوده است که هر کدام از آنها مظهر خاصی بودند به عنوان مثال برترین فرشته که وهحن بوده است مظهر خرد نیک بوده. چس از آن برای تجسم عینی گرفتن فرشته ها هرکدام از آنها را به یک گیاه نسبت می دادند. یاسمن ستید موسوم به خرد نیک، مرزندوش موسوم اردیبهشت، به معنای انرژی کامل هستی و حیاتی است، ریحان موسوم به شهریور که در حقیقت اراده الهی و قلمرو الهی است. بید مشک موسوم به سپندارمزد به معنای فروتنی و تسلیم و تظاهر مادی آن زمین است. که البته باز هم تمام این فرشتگان مظهر مادینه و نرینه دارند. بعد از اینها سوسن که موسوم به خرداد به معنای مظهر تندرستی، کمال و چهره آشکار جهان است، گل زنبق وحشی موسوم به امرداد به معنای بی مرگی و جاودانگی است. حال وقتی می بینیم گیاهان تا این حد تقدس دارند، به اندیشه ستارگان و ماه در شب می رویم، و تمام مراحل باعث ایجاد حس خوب از طریق این عناصر موجود در باغ به خرد منتقل می شود. باغها دارای ریتمی هستند که باعث انتقال حس خوب به انسانها می شود.

مهندس عباس قالیچی ها:

آیا باغ برای معماری ساخته شده است یا معماری برای باغ؟ اگر باغ به تنهایی ساخته شود همان پارکی است که امروزه به عنوان تفریحگاه ساخته می شود. ولی زمانی است که به عنوان مثال قصر، نمایشگاه یا عبادتگاهی ساخته می شود و برای آن محورهایی از طریق آب نماها، نور، تندیس ها و ... تعیین می شود. من چند باغ که در این محورها قرار گرفته را دیدم. بحث دیگر انواع باغ است. مثلا باغچه به معنای باغ کوچک، باغ میوه، باغستان، گلزار و بوستان و گلستان است که امروزه هرکادم از آنها نیز انواع باغهای مختلف را شامل می شود، مانند باغستان، نارنجستان و ... . به اعتقاد من محافظین نامرئی در طبیعت وجود دارند که از آن محافظت می کنند.

مهندس یزدان هوشور:

باغها زاییده ثروت هستند به این معنا که اگر کسی پول نداشت باغی ساخته نمی شد، کوشکی ساخته نمی شد و اثری به جای نمی ماند. اگر ما بتوانیم در جلسات مقداری راجع به معماری ای که در باغ ساخته می شود و با معماری طبیعی ای که در آنجا وجود دارد عجین می شود، شاید به نقطه درستی برسیم.
اولین بار وقتی که زرتشت در سن 30 سالگی شروع به آغاز سیر و سلوک خود می کند، یاران او از او جدا می شوند. او از تپه ای بالا رفته و وارد باغ و طبیعت زیبایی می شود. در آنجاست که یشتهای اوستا به او وحی می شود. بنابراین یا این یشتها را از قبل در ذهن داشته و این چمنزار و باغ او را به هوای یشتها آورده است و یا اینکه خود چمنزار او را به شاعری واداشته است. ما همیشه باغ را سبز و بادرخت تصور می کنیم. ولی می توان حتی باغی سنگی دید که زیباست، چنان که آنرا ساخته اند.

مهندس محمدحسن محب علی:

در ایران همیشه مشکل آب در طبیعت وجود داشته است. در طبیعت ایران سعی کرده اند چنان آب و درخت و معماری به طوری کنار هم قرار دهند که خشکی طبیعت را کمی با تفکر خودشان از بین ببرند. ما نمونه های باغهای خوبی را دارا هستیم که قابل مطالعه، معرفی و تدریس است. همیشه در ایران آب و درخت مقدس بوده است. تا 50 سال پیش در اطراف تهران معتقد بودند اگر کسی درخت کهنی را از بین برد، پسرش را از دست خواهد داد. و شاید 15 سال پیش درخت بزرگی روی باغ سایه انداخته بود و باغبان که پسری جوان بود با پرداخت 200 هزار تومان به یک کارگر افغانی آن درخت را از بین برد اما چهارماه بعد خود آن جوان در جایی که درخت قرار داشت جانش را از دست داد. ما به احترام درخت و حفظ درخت و فضای سبز در کشورمان اعتقاد داریم. خوشبختانه ما همان نظم وانضباتی را که در معماری داریم در باغ ها هم داریم. همان هندسه و محور و انضباطی که در معماری وجود دارد در باغها هم وجود دارد. به عنوان مثال طبیعت خشن یزد با باغهایی که داخل خانه های آن با درخت و حوض آرایش شده است تبدیل به طبیعتی زیبا شده است. زندگی در آنجا با باغ زیبا شده است. در طول تاریخ گفته های زیادی در این رابطه داریم به عنوان مثال در گنجنامه زمانی که داریوش از آنجا عبور می کند و آن زیبایی طبیعت را می بیند به آن شناختی می رسد که خدا جهان، انسان و شادی را آفرید. اکثر معابد ما کنار آب است و این نشاندهنده تقدس آب است.استفاده کردن از آب و طبیعت در ایران قابل تامل و برداشت است. در گذشته به زیبایی و با تامل از طبیعت استفاده می کردند. به همان میزان که جمعیت ما افزایش می یابد ما به تنفس و هوای آزاد بیشتری نیاز داریم. ولی به عنوان مثال در همین تهران می توان به جرات گفت سالی 200 درخت چنار کهن خشک می شود. چه کسی باید محافظ آنها باشد. بی توجهی و بی دقتی به این مسائل واقعا زجر آور است. شهرهای ما فاقد فضای تنفسی است، باید از باغها حفاظت شود.

دکتر طاهری از انجمن ایرانشناسی مهر:

ما و مصری های باستان اولین موحدان زمین بوده ایم و نگاهمان به عرصه نگاهی تقدیری بوده است. دانشمندان بزرگ دوران اسلامی ما مانند سهروردی و عین القضات همدانی که در واقع گسترنده ی اندیشه ایران قبل از اسلام هستند، در دوران اسلامی هم از این نگاه تقدیری خارج نبوده اند. شعرای ما در ادبیات بسیار از کلمه فردوس به معنای باغ استفاده کرده اند. ما 7 نماد باروری در ایران باستان داشتیم: 1- زمین 2- آب 3- ماه 4- درخت 5- زن 6- مار 7- گاو
هنوز هم خیلی جاها این نمادهای تقدیری که همچنان جریان دارد دیده می شود. ما حدود 10 درخت بالای هزار سال در ایران داریم که قدیمی ترین آنها سرو برتر است که در زمان رژیم سابق گروهی آمریکایی آنرا با دستگاههای خاصشان سالیابی کردند و در سال 79 هیاتی متشکل از آلمانها، روسها و ژاپنی ها آمدند و با دستگاه های جدید حدود 8500 سال درخت را قدمت زند.  تمام اینها نشاندهنده ی بحث باغ ایرانی است که تفکر و فلسفه اصلی آن بحث تقدیری و قضا و قدری است، یعنی جایی که وقتی وارد آن می شویم تبدیل به انسان دیگری می کند. مثلا شاعر می شویم...
عمده تعریفهای ما از باغ ایرانی زمن هخامنشیان به بعد است. زیرا عمده کتابهای نوشته شده از زمان باستان از دوره هخامنشیان به این طرف است. حتی روی سلسله مادها در ایران به دلیل کمبود امکانات کار نشده است. شاید یکی از دلایل بی توجهی به آثار ما زیاد بودن آنهاست.

دکتر محمدمنصور فلامکی:

تمام برگرفته های طبیعت امری ازلی است و ما با آن اعتقاد داریم. ولی اگر بخواهیم آنرا وارد روزمره گی های خودمان کنیم دانش مکتوب خواهیم داشت، یعنی با موضوع غریبه نبوده و با امر ناشناخته ای مواجه نیستیم. اگر بخواهیم به سراغ تمام ارزشهایی برویم که در فضای ساخته شده به مقیاسهای مختلف به دست ما داده شده است. از هر خانه ای و در هر آتشکده ای، از هر گرمابه عمومی تا پل کهنی که داریم تمام موجودیت هایی هستند که تحت عنوان میراث فرهنگی برای ما وجود دارند و ما باید به آنها بنگریم. مساله ی بسیار مهم حرمت گذاری و حریم گذاری که بسیار متفاوت هستن و در همه زمینه های ما ناشناخته نیستند. من فقط نکته ای را یاد آور می شوم که اگر بخواهیم به حریم گذاری و حرمت گذاری نسبت به ثروتهای فرهنگیمان توجه کنیم مهمترین مطلبی که با آن روبرو می شویم این است که باید فضایی میان دانشی در فکر خود باز کنیم. در فضای میان دانشی ما دارای همه چیز هستیم. پیچیدگی های دو مقوله ارجمند و تعیین کننده بوم شناسی و زیست شناسی را با یکدیگر داریم، به امر جمعیت شناسی بر می خوریم با تمام ابعادهایی که در آن وجود دارد. رابطه های جمعیت شناسی با اقتصاد و ... را می توانیم پیدا کنیم. برای باز کردن دریچه و رسیدن به یک بحث اساسی به نظر من میان دانشی بودن مقوله ارزیابی و حرمتگذاری به ثروتهای ارجمندان از جمله باغ است. ما مسائل اقتصادی وابسته به مالکیت داریم و مالکیت هم همراه با ارزش ها دارند و نه به آنها پایبند هستند. بحث در زمینه اینکه بخش خصوصی و دولتی بر سر چه مسائلی با یکدیگر گلاویز می شوند حدود یک ربع قرن عمر دارد. مهمتریت مقوله ای که در این 25 سال بحث مشارکت و حق شهروندی آدمیان در این زمینه بود که چگونه نسبت به فضای شهری خودشان در هر مقیاسی حق دارند نظر دهند و چیزی نیست که بتواند جلوی اظهار نظر یک انسان را بگیرد. 6 تعریف بسیار جدی برای حقوق شهروندی در گستره ی فضای ساخته شده دارا هستیم که اگر آنها را به درستی تعریف کنیم اصلا ناشناخته نیست.
ما همه چیز را می دانیم فقط باید این مسائل را باز کرده و مطرح کنیم. حق شهروندی منافاتی با احترام به ارزشهایی مانند باغ، خاک، آب، درخت و غیره ندارد.

مهندس محمدعلی افشار:

مشکل ما این است که دیگر روحیه طبیعت دوستی نداریم. مساله دیگر که قبلا نیز اشاره شده مساله ی مالکیت خصوصی است. ماجرای مالکیت خصوصی در کشوری مانند ما موردی تعیین کننده است. یعنی آن عواملی که به لحاظ جامعه شناسی سیاسی یا جامعه شناسی اقتصادی مانع داشتن روحیه طبیعت دوستی می شوند همان روحیه مالکیت خصوصی است. کسی اگر مالک قطعه زمینی است به خودی خود مالک آبی هم است که از آن قطعه زمین بر می خیزد. مساله ی دیگری که مطرح شد جمعیت بود که گفته شد باغی صاحبی دارد که در مقطعی ناگزیر صاحب از بین می رود و این باغ بزرگ به فرزندان او می رسد که خود به خود مشکل تفکیک و کوچک شدن باغ به وجود می آید و این امر به همین منوال ادامه پیدا می کند، پس مساله جمعیت را می توانیم به عنوان عاملی مخرب بشناسیم. ما اگر از ایران صحبت می کنیم فراموش نکنیم که اگر به ایران صد یا پانصد سال پیش برگردیم چه بسا مساحت گسترده تر نیز شده باشد ولی متاسفانه به تدریج جمعیت زیاد شده و به عنوان مثال در 50 یا 100 سال اخیر عنصر جمعیت به صورت شتابانی افزایش پیدا کرده و جمعیت تبدیل به خوره ای شده است که خاک، آب و جنگل را از بین می برد.

مهندس بهروز مرباغی:

من گقتگویی داشتم با آقای مهندس شیبانی از بنیانگذاران رشته معماری منظر در ایران که در دانشگاه شهید بهشتی هستند، به نکته جالبی اشاره کردند. نکته این بود که از دید ایشان و بنیانگذاران معماری منظر در ایران، معماری منظر همان باغ ایرانی است. اگر معماری منظر قرار است همان باغ ایرانی باشد پس ما هر سال چندین دانشجوی دوره فوق لیسانس در رشته منظر داریم. حتما خیلی به باغ ایرانی پرداخته اند. فرق باغ با باغسرا را در دست داریم. بدانیم در عرف رایج ما باغ را به جایی می گوییم که دارای میوه است ولی باغهایی ما الان در مورد آنها صحبت می کنیم عمومی نیستند و جزء منظرهای فرهنگی قابل استفاده عموم نمی باشند. املاک شخصی هستند که توسط پول تبدیل به شاهکارهای معماری شده اند. آیا ما می توانیم امروز پارکها و بوستان هایمان را با مبانی نظری باغ ایرانی بسازیم یا اساسا به عنوان یک مبحث تئوریک یا زیبایی شناختی آن را داریم و تحلیل می کنیم.

دکتر جلیل اولیاء:

باغ مساله ای بسیار وسیع است که باید روی آن بحث شود، باغ ایرانی چگونه است؟ انواع آن چیست؟ و چگونه باغ ایرانی ایجاد شده است؟ در جاهایی که آب زیاد بوده است، مانند انگلستان، ایرلند،... ما باغی را نمی بینیم. ولی در کشورهای کم آب تر مانند فرانسه، ایتالیا، ترکیه و ایران باغ بیشتر است و شاید دلیل وجود آب احتمالا این است که باید آب را از چشمه یا کوهسار گرفته و استخراج کرد و چهاردیواری درست کرد که در آن جنبه اقتصادی نیز مطرح باشد. بحث بعدی اینکه چرا باغهای ایران رو به تخریب است. شاید قوانین، تعارض، عدم توجه ارگانهای ذیربط و یا مسئول باشد. و مبحث سوم چگونگی حفظ باغهای ایرانی است. در حال حاضر چیز زیادی از باغهای قدیمی نمانده و فرصت در حال از دست رفتن است. و چنانچه آنها را حفظ نکنیم شاید در عرض 30 سال آینده ما دیگر موفق به دیدن باغهای ایرانی نشویم. در این زمان مهم نجات باغهاست که شهرداریها متاسفانه به دلیل نداشتن درآمد مستمر تمایل به جریمه خلافکاران ساختمان دارند و به هر صورت فقط اکتفا به جریمه کردن می کنند.

معماری باغ ایرانی
خانه هنرمندان ایران
3/6/89


بازگشت به صفحه اخبار







نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده خواهد شد

اولین وبلاگ معماری و دکوراسیون برای کمک به انجام سخت ترین کار دنیا کلیک کنید پایگاه اطلاع رسانی فراهم آوری اعضا (اهدا)